[[{"content_id":443118,"content_number":0,"portal_id":146,"lang_id":"fa","content_title":"فرارسیدن سالروز شهادت مظلومانه امام نهم حضرت جواد الأئمه (علیه السلام) تسلیت باد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"فرارسیدن سالروز شهادت مظلومانه امام نهم حضرت جواد الأئمه (علیه السلام) تسلیت باد\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nزهر به جان زد شررم ای پدر\r\n\r\nسوخت ز پا تا به سرم ای پدر\r\n\r\nجواد مظلوم تو از دست رفت\r\n\r\nنمانده دیگر اثرم ای پدر\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسالگرد شهادت امام نهم حضرت جواد الأئمه را به تمامى شیعیان آن بزرگوار تسلیت مى&nbsp;گوییم ، و امیدواریم خداوند متعال توفیق آن را به ما عنایت فرماید که پیرو آن بزرگوار و سائر امامان بوده و عمل به دستورات دین و شریعت حضرت سید المرسلین صلوات الله علیه و آله را سر لوحه زندگانى خویش قرار دهیم. \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتولد\r\n\r\nحضرت امام جواد(علیه السلام) در شهر مدینه و در سال ۱۹۵ هجرى قمرى در شب جمعه نوزدهم ماه مبارک رمضان دیده به جهان گشود. پدر آن حضرت امام على بن موسى الرضا، و مادرش خانمى بود به نام سبیکه، از اهالى نوبه که یکى از مناطق آفریقاست، و بعضى نیز گفته&nbsp;اند که نام مادر آن حضرت خیزران بود، و بعضى گفته&nbsp;اند که مادر آن بزرگوار از طائفه ماریه قبطیّه همسر رسول خدا و مادر ابراهیم فرزند رسول الله بوده است.\r\n\r\nبحار الانوار جلد ۵۰ صفحه ۱\r\n\r\nاسماء و القاب امام جواد(علیه السلام(\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاسم آن حضرت محمد، و بعض القاب آن بزرگوار عبارت است از : تقى، منتجب، جواد، و مرتضى، و کنیه ایشان أبوجعفر بوده است که به ایشان در زبان اهل حدیث أبوجعفر دوم مى&nbsp;گویند، زیرا أبوجعفر اول حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) بوده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاولاد آن بزرگوار\r\n\r\nاولاد آن حضرت عبارت بودند از : ۱ـ امام هادى علیه&nbsp;السلام ۲ـ موسى مبرقع، ۳ و ۴ دو دختر به نامهاى فاطمه و امامه.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسلاطین زمان آن حضرت\r\n\r\nآن حضرت در زمان مأمون و معتصم عباسى زندگانى مى&nbsp;کردند، و دختر مأمون به نام ام الفضل همسر ایشان بودند، که بنا بر بعضى از نقل&nbsp;ها حضرت به وسیله ام الفضل و به دستور معتصم با زهر به شهادت رسیدند. البته تذکر این نکته لازم است که امام جواد(علیه السلام) از ام الفضل داراى اولادى نشدند و مادر امام هادى(علیه السلام) خانم بزرگورى بودند به نام &laquo;سمانه مغربیّه&raquo; .\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنصّ بر امامت حضرت جواد(علیه السلام)\r\n\r\nصفوان بن یحیى که یکى از بزرگان اسلام و یکى از راویان حدیث از امامان معصوم است مى&nbsp;گوید :\r\nبه حضرت رضا(علیه السلام) گفتم : پیش از آنکه خداوند حضرت أبا جعفر را به شما عنایت کند از شما درباره امام بعد از خودتان مى&nbsp;پرسیدیم و شما مى&nbsp;فرمودید : خداوند پسرى به من عنایت خواهد کرد، خداوند این فرزند را به شما داد و چشم ما روشن شد، خدا نیاورد آن روزى را که شما از دنیا بروید، اما اگر چنین روزى آمد چه کسى امام ما است؟ حضرت با دست اشاره به امام جواد کرد که آنجا ایستاده بود.\r\nگفتم : قداى شما شوم این سه ساله است! حضرت فرمود : این به او ضررى نمى&nbsp;رساند، عیسى کمتر از سه سال داشت که قیام بر حجت نمود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nارشاد شیخ مفید ج ۲ ص ۲۶۶ .\r\n\r\nدر روایت دیگر معمربن خلاّد که یکى از روات شیعه است نقل مى&nbsp;کند که از امام رضا(علیه السلام) شنیدم که فرمود : این أبو جعفر است که جانشین من است و مقام من از آن اوست، و سپس فرمود : ما اهل بیتى هستیم که خردسالانمان از بزرگسالان ارث مى&nbsp;برند، که مقصود آن حضرت ارث امامت و علوم اسلامى است.\r\nالبته به دو نکته باید توجه داشت، اول : آنکه اسامى و اوصاف امامان بزرگوار شیعه بر زبان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) جارى شده که در کتب روائى موجود است، و نکته دوم آنکه مشابه دو روایتى که در بالا ذکر شد روایات زیاد دیگرى که تصریح به امامت امام جواد(علیه السلام)دارد وارد شده که ما به علت رعایت اختصار از آنها صرف نظر کردیم، کسانى که طالب باشند مى&nbsp;توانند به مجلّد ۵۰ ـ از کتاب بحار الانوار مراجعه فرمایند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمعجزات و کرامات حضرت جواد(علیه السلام(\r\n\r\nآنچه مسلم است آن است که افراد با معرفت مى&nbsp;توانند امام را از راه علم و دانش او بشناسند، لکن گاهى لازم است تا افراد خفته به وسیله اعجاز و یا کرامتى متنبّه شوند، در مورد امام جواد(علیه السلام) این مسأله بیشتر مورد نیاز بوده است، زیرا آن حضرت در سنین کودکى قرار داشت و براى افرادى خاص پذیرفتن امامت آن حضرت مشکل بود، گرچه افرادى از بزرگان و پیران قوم کفش آن حضرت را جلوى پایش جفت مى&nbsp;کردند، لذا در زندگى آن بزرگوار کرامات زیادى واقع شده و نوشته&nbsp;اند که ما مختصراً به چند مورد اشاره مى&nbsp;کنیم.\r\n۱ـ على بن اسباط ـ از راویان معروف ـ مى&nbsp;گوید : امام جواد(علیه السلام) را دیدم که به طرف منى مى&nbsp;آید، نگاه دقیق به او دوختم و به سراپاى او نگاه مى&nbsp;کردم تا براى مصریان قیاقه او را توصیف کنم. آن بزرگوار به سجده افتاد و سپس گفت : همانا خداوند متعال در امامت احتجاج کرده به مثل آن چیزى که در نبوت احتجاج نموده است، خداوند فرموده است : &laquo; وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیّاً &raquo; ما در کودکى پیامبرى به او دادیم، و نیز فرموده است : زمانى که به منتهى درجه قدرت خود رسید، و نیز فرموده است : زمانى که چهل ساله شد، بنابراین جائز است که خداوند حکمت را به او بدهد در حالى که کودک است، و جائز است که این کار در چهل سالگى انجام پذیرد. که دراین روایت امام (علیه السلام) از ضمیر راوى اطلاع داشته و جواب او را داده است.\r\n\r\nبحار الانوار جلد ۵۰ صفحه ۳۷\r\n\r\n۲ـ شخصى به نام امیة بن على القیسى مى&nbsp;گوید : من و حماد بن عیسى به خانه امام جواد(علیه السلام) در مدینه رفتیم تا با آن بزرگوار وداع کنیم، آن حضرت فرمود : امروز بیرون نروید بلکه فردا براى مسافرت حرکت کنید، وقتى از خانه آن حضرت بیرون\r\nآمدیم، حمّاد گفت : من مى&nbsp;روم زیرا بار و اساس من حرکت کرده است، من گفتم : لکن من مى&nbsp;مانم. سپس حمّاد رفت و در آن شب در میان دره&nbsp;اى که قافله در آن حرکت مى&nbsp;کرد سیل آمد و حمّاد غرق شد، و قبر او نیز در همان مکان است.\r\n\r\nبحار الانوار جلد ۵۰ صفحه ۴۳\r\n\r\n۳ـ شخصى به نام ابن حدید مى&nbsp;گوید : با عدّه&nbsp;اى براى حج خانه خدا عازم شدیم، در راه زندان قافله ما را غارت کردند، وقتى به مدینه رسیدم در راه با امام جواد(علیه السلام) برخوردم. پس با او به منزل رفتیم و داستان را براى آن حضرت گفتم، ایشان دستور دادند لباس براى من آوردند، و خود مقدارى دینار دادند و فرمودند : این دینارها را بین رفقایت به همان مقدار که از دست داده&nbsp;اند تقسیم کن، مى&nbsp;گوید : وقتى پول مال باخته&nbsp;ها را دادم نه چیزى از آن دینارها کم آمد و نه زیادى باقى ماند.\r\nدر این&nbsp;جا به همین اندازه اکتفا مى&nbsp;کنیم، علاقمندان مى&nbsp;توانند به جلد ۵۰ بحارالانوار مرحوم مجلسى مراجعه فرمایند.\r\n\r\nفضائل و مناقب امام جواد(علیه السلام(\r\n\r\nمرحوم مجلسى در بحارالانوار ج ۵۰ ص ۹۱ داستانى را از کتاب کشف الغمّه اربلى (ره) نقل کرده است که ترجمه آن چنین است.\r\nایشان از شخصى به نام محمد بن طلحه نقل مى&nbsp;کند که گفت : بعد از شهادت امام رضا(علیه السلام) مأمون به بغداد آمده بود، اتفاقاً روزى به شکار مى&nbsp;رفت، از کوچه&nbsp;ها که مى&nbsp;گذشت افراد به کنارى مى&nbsp;رفتند و راه را باز مى&nbsp;کردند، اتفاقاً در یکى از کوچه&nbsp;ها نوجوانان ایستاده بودند که کاروان مأمون آمدند، همه آنها با شتاب گریختند جز امام جواد(علیه السلام) که در آن هنگام سن ایشان در حدود یازده ساله بود.\r\nمأمون نزدیک آن حضرت آمد و پرسید : چرا وقتى بچه&nbsp;ها رفتند تو نرفتى؟ آن حضرت بلافاصله فرمود : نه کوچه تنگ بود که من با رفتن خود راه تو را باز کنم ، و نه کار خلافى مرتکب شده بودم که از تو بترسم ، و گمان نمى&nbsp;کنم تو بدون سبب بى&nbsp;گناهى را بیازارى.\r\nمأمون را از کلام آن حضرت خوش آمد و از او پرسید : اسم تو چیست؟ فرمود : محمد. دوباره پرسید : فرزند که هستى؟ فرمود : من فرزند على بن موسى الرضا هستم.\r\nمنقبت دیگرى که باید جزء کرامات آن حضرت شمرده شود چیزى است که مرحوم مجلسى(ره) در بحار از ارشاد شیخ مفید(قدس سره) نقل کرده است. و آن این که وقتى حضرت جواد(علیه السلام) از بغداد به طرف مدینه مى&nbsp;رفتند به دروازه کوفه رسیدند، عده زیادى از مردم هم براى بدرقه آن حضرت آمده بودند، نزدیک غروب آفتاب به محلى رسیدند و از مرکب فرود آمده و داخل مسجد شدند، و در صحن مسجد درخت سدرى بود که میوه نمى&nbsp;داد، حضرت امام جواد(علیه السلام) کوزه آبى خواست و سپس پاى درخت با آن آب وضو گرفتند.\r\nنماز مغرب را با مردم خواندند، در رکعت اول سوره حمد و إذا جاء نصرالله، و در رکعت دوم حمد و قل هوالله احد، و\r\nپس از نماز نوافل را خوانده و دو سجده شکر بجاى آورده و از مسجد خارج شدند.\r\nوقتى حضرت در صحن مسجد به درخت سدر رسیدند مردم نگاه کردند و دیدند که درخت بارآور شده و میوه تازه داده است، مردم از آن میوه&nbsp;ها تناول کردند و آن را شیرین و گوارا یافتند.\r\nلازم به ذکر است که فضائل امامان معصوم و از جمله حضرت جواد الائمه(علیه السلام) بقدرى زیاد است که احصاء آن مشکل است و آنچه در این مناسبتها ذکر مى&nbsp;شود به عنوان نمونه و مثال است. و این نکته را نیز باید توجه داشته باشیم که فضائل بزرگى همچون علم فراوان، بندگى تام و تمام خداوند، سجایاى برگزیده اخلاقى، و امثال اینها است که امامام معصوم را سرآمد همه انسانهاى شریف و بزرگوار قرار داده است.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشهادت امام جواد(علیه السلام(\r\n\r\nمعتصم علیه اللعنة و العذاب آن حضرت را از مدینه به بغداد احضار کرد و آن حضرت در اواخر محرم سال دویست و بیست به مدینه وارد شدند و در آخر ذوالقعده همان سال از دنیا رفتند، آنچه مرحوم مفید نوشته است اشعار به آن دارد که شهادت آن حضرت ثابت نیست، لکن علاوه بر قرائن که عبارت از احضار جبرى آن حضرت از مدینه و وفات آن بزرگوار پس از مدت کوتاهى &laquo;کمتر از یک سال &raquo; است، مرحوم مجلسى در جلد ۵۰ بحار الانوار صفحه ۱۷ از کتاب عیون المعجزات نقل کرده است که به دستور معتصم و به وسیله امّ الفضل دختر مأمون آن حضرت را مسموم نمود، و العلم عندالله.\r\nآن حضرت در ۲۷ ذى القعده سال ۲۲۰ در سن ۲۴ سال و چند ماه به شهادت رسید.\r\nسلام ما بر تو اى امام جواد روزى که به دنیا آمدى، و روزى که به شهادت رسیدى، و روزى که در قیامت براى شفاعت امت جدّت به پاى مى&nbsp;خیزى. و سلام ما بر پدران بزرگوار، و فرزندان معصومت باد&hellip;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"line-height:normal;text-align:center;\"><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">فرارسیدن سالروز شهادت مظلومانه امام نهم حضرت جواد الأئمه (علیه السلام) تسلیت باد<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"line-height:normal;text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">زهر به جان زد شررم ای پدر<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"line-height:normal;text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">سوخت ز پا تا به سرم ای پدر<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"line-height:normal;text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">جواد مظلوم تو از دست رفت<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"line-height:normal;text-align:center;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">نمانده دیگر اثرم ای پدر<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"line-height:normal;text-align:center;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">سالگرد شهادت امام نهم حضرت جواد الأئمه را به تمامى شیعیان آن بزرگوار تسلیت مى<\/span><\/b><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><\/b><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گوییم ، و امیدواریم خداوند متعال توفیق آن را به ما عنایت فرماید که پیرو آن بزرگوار و سائر امامان بوده و عمل به دستورات دین و شریعت حضرت سید المرسلین صلوات الله علیه و آله را سر لوحه زندگانى خویش قرار دهیم<\/span><\/b><b><span dir=\"ltr\">. <\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">تولد<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">حضرت امام جواد(علیه السلام) در شهر مدینه و در سال <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۱۹۵<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> هجرى قمرى در شب جمعه نوزدهم ماه مبارک رمضان دیده به جهان گشود. پدر آن حضرت امام على بن موسى الرضا، و مادرش خانمى بود به نام سبیکه، از اهالى نوبه که یکى از مناطق آفریقاست، و بعضى نیز گفته<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اند که نام مادر آن حضرت خیزران بود، و بعضى گفته<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اند که مادر آن بزرگوار از طائفه ماریه قبطیّه همسر رسول خدا و مادر ابراهیم فرزند رسول الله بوده است<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">بحار الانوار جلد <\/span><\/b><b><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۵۰<\/span><\/b><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> صفحه <\/span><\/b><b><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۱<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اسماء و القاب امام جواد(علیه السلام<\/span><\/b><b><span dir=\"ltr\">(<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اسم آن حضرت محمد، و بعض القاب آن بزرگوار عبارت است از : تقى، منتجب، جواد، و مرتضى، و کنیه ایشان أبوجعفر بوده است که به ایشان در زبان اهل حدیث أبوجعفر دوم مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گویند، زیرا أبوجعفر اول حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) بوده است<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اولاد آن بزرگوار<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اولاد آن حضرت عبارت بودند از : <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۱<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ـ امام هادى علیه<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">السلام <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۲<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ـ موسى مبرقع، <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۳<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> و <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۴<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> دو دختر به نامهاى فاطمه و امامه<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">سلاطین زمان آن حضرت<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">آن حضرت در زمان مأمون و معتصم عباسى زندگانى مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کردند، و دختر مأمون به نام ام الفضل همسر ایشان بودند، که بنا بر بعضى از نقل<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ها حضرت به وسیله ام الفضل و به دستور معتصم با زهر به شهادت رسیدند. البته تذکر این نکته لازم است که امام جواد(علیه السلام) از ام الفضل داراى اولادى نشدند و مادر امام هادى(علیه السلام<\/span><span dir=\"ltr\">) <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">خانم بزرگورى بودند به نام «سمانه مغربیّه<\/span><span dir=\"ltr\">» .<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">نصّ بر امامت حضرت جواد(علیه السلام<\/span><\/b><b><span dir=\"ltr\">)<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">صفوان بن یحیى که یکى از بزرگان اسلام و یکى از راویان حدیث از امامان معصوم است مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گوید<\/span><span dir=\"ltr\"> :<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">به حضرت رضا(علیه السلام) گفتم : پیش از آنکه خداوند حضرت أبا جعفر را به شما عنایت کند از شما درباره امام بعد از خودتان مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">پرسیدیم و شما مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">فرمودید : خداوند پسرى به من عنایت خواهد کرد، خداوند این فرزند را به شما داد و چشم ما روشن شد، خدا نیاورد آن روزى را که شما از دنیا بروید، اما اگر چنین روزى آمد چه کسى امام ما است؟ حضرت با دست اشاره به امام جواد کرد که آنجا ایستاده بود<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گفتم : قداى شما شوم این سه ساله است! حضرت فرمود : این به او ضررى نمى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">رساند، عیسى کمتر از سه سال داشت که قیام بر حجت نمود<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ارشاد شیخ مفید ج <\/span><\/b><b><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۲<\/span><\/b><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> ص <\/span><\/b><b><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۲۶۶<\/span><\/b><b><span dir=\"ltr\"> .<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">در روایت دیگر معمربن خلاّد که یکى از روات شیعه است نقل مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کند که از امام رضا(علیه السلام<\/span><span dir=\"ltr\">) <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">شنیدم که فرمود : این أبو جعفر است که جانشین من است و مقام من از آن اوست، و سپس فرمود : ما اهل بیتى هستیم که خردسالانمان از بزرگسالان ارث مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">برند، که مقصود آن حضرت ارث امامت و علوم اسلامى است<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">البته به دو نکته باید توجه داشت، اول : آنکه اسامى و اوصاف امامان بزرگوار شیعه بر زبان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) جارى شده که در کتب روائى موجود است، و نکته دوم آنکه مشابه دو روایتى که در بالا ذکر شد روایات زیاد دیگرى که تصریح به امامت امام جواد(علیه السلام)دارد وارد شده که ما به علت رعایت اختصار از آنها صرف نظر کردیم، کسانى که طالب باشند مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">توانند به مجلّد <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۵۰<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> ـ از کتاب بحار الانوار مراجعه فرمایند<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">معجزات و کرامات حضرت جواد(علیه السلام<\/span><\/b><b><span dir=\"ltr\">(<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">آنچه مسلم است آن است که افراد با معرفت مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">توانند امام را از راه علم و دانش او بشناسند، لکن گاهى لازم است تا افراد خفته به وسیله اعجاز و یا کرامتى متنبّه شوند، در مورد امام جواد(علیه السلام) این مسأله بیشتر مورد نیاز بوده است، زیرا آن حضرت در سنین کودکى قرار داشت و براى افرادى خاص پذیرفتن امامت آن حضرت مشکل بود، گرچه افرادى از بزرگان و پیران قوم کفش آن حضرت را جلوى پایش جفت مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کردند، لذا در زندگى آن بزرگوار کرامات زیادى واقع شده و نوشته<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اند که ما مختصراً به چند مورد اشاره مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کنیم<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۱<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ـ على بن اسباط ـ از راویان معروف ـ مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گوید : امام جواد(علیه السلام) را دیدم که به طرف منى مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">آید، نگاه دقیق به او دوختم و به سراپاى او نگاه مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کردم تا براى مصریان قیاقه او را توصیف کنم. آن بزرگوار به سجده افتاد و سپس گفت : همانا خداوند متعال در امامت احتجاج کرده به مثل آن چیزى که در نبوت احتجاج نموده است، خداوند فرموده است : « وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیّاً » ما در کودکى پیامبرى به او دادیم، و نیز فرموده است : زمانى که به منتهى درجه قدرت خود رسید، و نیز فرموده است : زمانى که چهل ساله شد، بنابراین جائز است که خداوند حکمت را به او بدهد در حالى که کودک است، و جائز است که این کار در چهل سالگى انجام پذیرد. که دراین روایت امام (علیه السلام) از ضمیر راوى اطلاع داشته و جواب او را داده است<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">بحار الانوار جلد <\/span><\/b><b><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۵۰<\/span><\/b><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> صفحه <\/span><\/b><b><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۳۷<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۲<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ـ شخصى به نام امیة بن على القیسى مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گوید : من و حماد بن عیسى به خانه امام جواد(علیه السلام) در مدینه رفتیم تا با آن بزرگوار وداع کنیم، آن حضرت فرمود : امروز بیرون نروید بلکه فردا براى مسافرت حرکت کنید، وقتى از خانه آن حضرت بیرون<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">آمدیم، حمّاد گفت : من مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">روم زیرا بار و اساس من حرکت کرده است، من گفتم<\/span><span dir=\"ltr\"> : <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">لکن من مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">مانم. سپس حمّاد رفت و در آن شب در میان دره<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اى که قافله در آن حرکت مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کرد سیل آمد و حمّاد غرق شد، و قبر او نیز در همان مکان است<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">بحار الانوار جلد <\/span><\/b><b><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۵۰<\/span><\/b><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> صفحه <\/span><\/b><b><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۴۳<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۳<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ـ شخصى به نام ابن حدید مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گوید : با عدّه<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اى براى حج خانه خدا عازم شدیم، در راه زندان قافله ما را غارت کردند، وقتى به مدینه رسیدم در راه با امام جواد(علیه السلام<\/span><span dir=\"ltr\">) <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">برخوردم. پس با او به منزل رفتیم و داستان را براى آن حضرت گفتم، ایشان دستور دادند لباس براى من آوردند، و خود مقدارى دینار دادند و فرمودند<\/span><span dir=\"ltr\"> : <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">این دینارها را بین رفقایت به همان مقدار که از دست داده<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">اند تقسیم کن، مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گوید : وقتى پول مال باخته<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ها را دادم نه چیزى از آن دینارها کم آمد و نه زیادى باقى ماند<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">در این<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">جا به همین اندازه اکتفا مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کنیم، علاقمندان مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">توانند به جلد <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۵۰<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> بحارالانوار مرحوم مجلسى مراجعه فرمایند<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">فضائل و مناقب امام جواد(علیه السلام<\/span><span dir=\"ltr\">(<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">مرحوم مجلسى در بحارالانوار ج <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۵۰<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> ص <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۹۱<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> داستانى را از کتاب کشف الغمّه اربلى (ره) نقل کرده است که ترجمه آن چنین است<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ایشان از شخصى به نام محمد بن طلحه نقل مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کند که گفت : بعد از شهادت امام رضا(علیه السلام) مأمون به بغداد آمده بود، اتفاقاً روزى به شکار مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">رفت، از کوچه<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ها که مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گذشت افراد به کنارى مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">رفتند و راه را باز مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کردند، اتفاقاً در یکى از کوچه<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ها نوجوانان ایستاده بودند که کاروان مأمون آمدند، همه آنها با شتاب گریختند جز امام جواد(علیه السلام) که در آن هنگام سن ایشان در حدود یازده ساله بود<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">مأمون نزدیک آن حضرت آمد و پرسید : چرا وقتى بچه<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ها رفتند تو نرفتى؟ آن حضرت بلافاصله فرمود : نه کوچه تنگ بود که من با رفتن خود راه تو را باز کنم ، و نه کار خلافى مرتکب شده بودم که از تو بترسم ، و گمان نمى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">کنم تو بدون سبب بى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">گناهى را بیازارى<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">مأمون را از کلام آن حضرت خوش آمد و از او پرسید : اسم تو چیست؟ فرمود<\/span><span dir=\"ltr\"> : <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">محمد. دوباره پرسید : فرزند که هستى؟ فرمود : من فرزند على بن موسى الرضا هستم<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">منقبت دیگرى که باید جزء کرامات آن حضرت شمرده شود چیزى است که مرحوم مجلسى(ره) در بحار از ارشاد شیخ مفید(قدس سره) نقل کرده است. و آن این که وقتى حضرت جواد(علیه السلام) از بغداد به طرف مدینه مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">رفتند به دروازه کوفه رسیدند، عده زیادى از مردم هم براى بدرقه آن حضرت آمده بودند، نزدیک غروب آفتاب به محلى رسیدند و از مرکب فرود آمده و داخل مسجد شدند، و در صحن مسجد درخت سدرى بود که میوه نمى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">داد، حضرت امام جواد(علیه السلام) کوزه آبى خواست و سپس پاى درخت با آن آب وضو گرفتند<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">نماز مغرب را با مردم خواندند، در رکعت اول سوره حمد و إذا جاء نصرالله، و در رکعت دوم حمد و قل هوالله احد، و<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">پس از نماز نوافل را خوانده و دو سجده شکر بجاى آورده و از مسجد خارج شدند<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">وقتى حضرت در صحن مسجد به درخت سدر رسیدند مردم نگاه کردند و دیدند که درخت بارآور شده و میوه تازه داده است، مردم از آن میوه<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">ها تناول کردند و آن را شیرین و گوارا یافتند<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">لازم به ذکر است که فضائل امامان معصوم و از جمله حضرت جواد الائمه(علیه السلام) بقدرى زیاد است که احصاء آن مشکل است و آنچه در این مناسبتها ذکر مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">شود به عنوان نمونه و مثال است. و این نکته را نیز باید توجه داشته باشیم که فضائل بزرگى همچون علم فراوان، بندگى تام و تمام خداوند، سجایاى برگزیده اخلاقى، و امثال اینها است که امامام معصوم را سرآمد همه انسانهاى شریف و بزرگوار قرار داده است<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"> <\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><b><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">شهادت امام جواد(علیه السلام<\/span><\/b><b><span dir=\"ltr\">(<\/span><\/b><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;line-height:normal;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">معتصم علیه اللعنة و العذاب آن حضرت را از مدینه به بغداد احضار کرد و آن حضرت در اواخر محرم سال دویست و بیست به مدینه وارد شدند و در آخر ذوالقعده همان سال از دنیا رفتند، آنچه مرحوم مفید نوشته است اشعار به آن دارد که شهادت آن حضرت ثابت نیست، لکن علاوه بر قرائن که عبارت از احضار جبرى آن حضرت از مدینه و وفات آن بزرگوار پس از مدت کوتاهى «کمتر از یک سال » است، مرحوم مجلسى در جلد <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۵۰<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> بحار الانوار صفحه <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۱۷<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> از کتاب عیون المعجزات نقل کرده است که به دستور معتصم و به وسیله امّ الفضل دختر مأمون آن حضرت را مسموم نمود، و العلم عندالله<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">آن حضرت در <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۲۷<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> ذى القعده سال <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۲۲۰<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> در سن <\/span><span lang=\"fa\" xml:lang=\"fa\">۲۴<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> سال و چند ماه به شهادت رسید<\/span><span dir=\"ltr\">.<\/span><br \/><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">سلام ما بر تو اى امام جواد روزى که به دنیا آمدى، و روزى که به شهادت رسیدى، و روزى که در قیامت براى شفاعت امت جدّت به پاى مى<\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\"> <\/span><span lang=\"ar-sa\" xml:lang=\"ar-sa\">خیزى. و سلام ما بر پدران بزرگوار، و فرزندان معصومت باد<\/span><span dir=\"ltr\">…<\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p class=\"MsoNormal\" dir=\"rtl\" style=\"text-align:right;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span dir=\"ltr\"> <\/span><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-09-02 01:26:04","content_date_event":"2016-09-02 01:26:07","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-09-04 00:53:46","content_date_register":"2016-09-04 00:42:44","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":3079,"eid":3079,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/146\/attach\/201609\/50713_1643164484_150_77.webp","300":".\/cache\/146\/attach\/201609\/50713_1643164484_300_153.webp","400":".\/cache\/146\/attach\/201609\/50713_1643164484_400_204.webp","600":".\/cache\/146\/attach\/201609\/50713_1643164484_600_307.webp","900":".\/cache\/146\/attach\/201609\/50713_1643164484_640_327.webp","1200":".\/cache\/146\/attach\/201609\/50713_1643164484_640_327.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1643164484,"files":{"original":{"url":".\/file\/146\/attach\/201609\/50713_1643164484.jpg","width":640,"height":327,"size":0}}}]}]]